على زمانى قمشه اى

53

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

ابن طاوس در فرج المهموم ، آنجا كه از منجمان شيعه نام مىبرد ، از او ياد كرده و گفته است : « . . . آنچه از تصانيف او به ما رسيده است ثابت مىكند كه معرفت او به علم نجوم كامل بوده است » از جمله تأليفات و تصانيف اوست « كتاب فى المساءلة و ابتداء الاعمال » و كتاب الاعمال المعروف بالسّجل « 1 » . سيد امين شرح حال او را به‌طور كامل و به تفصيل آورده و اين حديث را از او نقل كرده است : « در كتاب عيون الاخبار الرضا عليه السّلام آمده است كه عون بن محمد از فضل بن ابو سهل نوبختى يا از برادر او چنين نقل كرد كه چون مأمون خواست فرمان ولايتعهدى حضرت رضا عليه السّلام را صادر كند گفتم سوگند به خدا همانا آنچه را كه مأمون در دل دارد آزمايش كنم تا بدانم آيا براستى قصدش اتمام اين امر است يا در مقام حيله‌گرى و ظاهرسازى است ؟ پس نامه‌اى به او نوشتم و نامه را توسط يكى از خادمان امين او كه وى اسرار خود را به‌وسيلهء او به من مىنوشت ، فرستادم و در نامه نوشتم : ذو الرئاستين تصميم گرفته است كه فرمان ولايتعهدى را به هنگامى صادر كند كه طالع آن سرطان و مشترى نيز در آن است و سرطان گرچه شرف مشترى است با وجود اين برجى منقلب است و در اين برج كارى به اتمام نمىرسد به‌علاوه مريخ در ميزان و در خانهء عاقبت است و اين نشانه دلالت دارد كه فرمان براى هركه صادر شود آن كس به نكبت خواهد افتاد و من امير المؤمنين را آگهى مىدهم تا اگر اين مطالب را از ديگرى بشنود مرا مورد سرزنش قرار ندهد . پس مأمون نامه‌اى بدين مضمون نوشت : چون جواب نامه‌ات را خواندى

--> ( 1 ) . كتاب تأسيس الشيعة ، ص 364 ، فرج المهموم ، ص 125 .